Sonntag, 11. Januar 2015

بزک‌های فکری و ذهنی‌ و ظاهری بعضی‌‌ها تو حلق خودشان
آهای فامیل ، دوست،، اشنا، اگه قراره که من به پول وماشین و لباس و کفش و مقام تو احترام بگذارم و تو با این جور چیز میخوای من ارّ  خمّ کنم،، هرروز میرم جلو در بانک تعظیم می‌کنم که خیلی‌ از توها پولدار تر است و تو مشاری اون هستی‌ ،، میرم جلو کارخانه ماشین سازی تعظیم می‌کنم که سازنده ماشینه،، میرم در بوتیک‌های بزرگ و کفش فروشی‌های خیلی‌ مدل بالا دلا میشم که تو میری یکیشو می‌خری و اگر هم مقامی داری که بهت دادند   میرم در خونه او و اونو چاخانش می‌کنم،عزیزم  جدت مال خودت اگر جوهری در تو هست  بگو وگرنه من یکی‌ نیستم جیگر..........
دقت کرده ایم که در مسابقات پرش با اسب  ،این اسب سوار است که تشویق میشود و جایزه می‌گیرد نه اسب بیچاره که با هزار زور آن ارتفاع و طول مانع را پریده است، شما فکر می‌کنید که در این چنین دنیایی باید هنوز اسب باشیم و به سوارکارمان  سواری‌ دهیم ،،افکار و جسممان  را اسب دیگران نکنیم.....

ترازوی مرگ آور عدالت را باید با مهربانی برزمین کوبید ،تاا کودکان را از این کمتر وزن نکند
(حاکمی)

Montag, 15. Dezember 2014



به تنها بیمه‌ یی که اطمینان کامل دارم و هیچ پولی‌ هم نبرداخته‌ام و شامل همه موجودات زنده دنیا هم میشود بیمه‌ مرگ است 
امید من نه جهان اول است ،، نه جهان دوم و سوم است و نه جهان اخرت، بلکه تنها امید من  جهان خود ساخته خودم هست ،، با من میگرید ، با من میخندد،، و با من تا ملیون‌ها کیلومتر در عالم خیال پرواز می‌کند، او جهان من است..


Samstag, 20. September 2014

اینجا هوا آلوده ی آلوده است
نه میتوانی‌ نفس بکشی و نه میتوانی‌ نفس نکشی
چون در هردو حالت میمیری
اینجا هوا سمّی است
باز هم   با نفس‌هایت میمیری
اینجا به جای هوای پاک
ذرات توهم و توهین وتکبر پراکنده است
اینجا فکر‌ها پر از تنش و تنفر است
اینجا بغض‌هایی‌ است که سالهاست که تبدیل کینه شده اند
و کینه‌هایی‌ که با خیانت آمیخته اند
اینجا  ترا بجای گشته‌های تاریکشان تنبیه میکنند
اینجا به جام مهر ورزی  به تو خیانت میکنند
اینجا خیانت امری عادی وجزیی از حقوقشان شده است
اینجا جنون شهوت شعله می‌کشد
شهوتی که از کودکی در ذهنشان انباشته اند
اینجا حس خودخواهی و خود پرستی‌ چشم دلشان   را کور کرده
اینجا فقط صدای خودشان را میشنوند و فقط خودشان را میبینند
اینجا حس انسانی‌ سالها ست که از غربت مرده است
و از لاشه اش گیاهی سر برآورده است
که هوای زندگی‌ را آلوده می‌کند
من جرات ترکاندن بغض گلویم را هم ندارم
لعنت به ظاهری که باطن ندارد
لعنت به  هوس‌هایی‌ که دلداگی را میکشد
لعنت به رفتاری که سر چشمه زشتی دارد 
لعنت به گفتاری که تمام آن زخم زبان و خودستایی است
لعنت به پنداری که  سؤ استفاده سرلوحه آن است
(حاکمی)

Dienstag, 25. Februar 2014

حکایت عجیبی‌ است
از دربان جهنم نقل شده است که امام  خمینی دائماً از بهشت  خارج میشود و سری به جهنم  می‌زند، روزی دربان جهنم جلوش را می‌گیرد و می‌پرسد یا امام شما را به بهشت فرستاده اند  ، چرا  اینجا تشریف میاورید،، ، جواب داد که در بهشت ائمه اطهار و امامزاده‌ها و پیامبران ( ۱۲۴۰۰۰ تا ) تشریف دارند، کمبود زنان مومنه هست و من هنوز مجرد مانده ام،، آمده‌ام که از دوزخیان  شفاعت کنم و  با خودم ۷۲ عدد  ببرم ،، دربان جهنم جواب داد ، مواظب باش که بسیاری از امامزادگان جدیدی که پس از ظهور شما در  ماه و بعد در ایران تولید و کشف شده اند هنوز بدون حوری هستند ،شما از آقای جنتی کمک  بخواهید،،اینجا جهنم است،و همه مشغول رقص و آواز و میخوارگی هستند،و حاضر نستند  همراه شما به بهشت آیند،،اینجا  زکریای رازی و خیام و  حافظ و  بو علی‌ و...... حکومت میکنند