Sonntag, 5. April 2015


هر کس میتواند وظیفه نور خورشید را  در خود به وجود آورد، با اینکه این نور از کوره گدازه  بالای شیش هزار درجه سانتیگراد  و از ملیون هاکیلومتر دور تر به ما می‌رسد  میتواند  در جایی‌ بسوزاند، در جایی‌ گرما بخش باشد ، و در جایی‌ هستی‌ بخش  و در جایی‌  تاریکی را به روشنایی تبدیل کند،آیا ما تلاش کرده ایم که روشنایی بخش و هستی‌ بخش باشیم؟

اگر همه راه‌های انتخاب  به روی انسان بسته شود و تمام اطرافت را لامپ‌های قرمز بمعنی‌ عبور ممنوع فرا گیرد،تو مجبور میشوی از چراغ قرمز ردشوی،که احتمال تصادف  را هم خیلی‌ زیاد می‌کند،در اینجا برای کسی‌ که حق حرکت از او گرفته شده چندان فرقی‌ نمیکند که چه پیش آید  ولی‌ طرفی‌ که این حق حرکت  را از طرف مقابل گرفته است باید همه ی عواقب  این تصادف را بپذیرد،، باید مواظب بود  که حق انتخاب  و چرا را از دیگران سلب نکنیم،،باید قبل از اینکه بگوییم نکن  بهتر است راه حالی‌ ارائه دهیم که چه بکند

زندگی‌ یک جاده یکطرفه است که حتا یک سانتیمتر  نمیتوان به عقب برگشت،راهی‌ که برای هر کس چاله چوله‌های مخصوص به خودش  و از همه مهمتر چاله عمیق مرگ از قبل  معلوم شده است،فقط در این مسیر حق انتخاب دوستان و شاد و غمگین بودن را داری،اگر چه در هر مقام و منسبی از پول  یا علم یا اجتماعی که باشی‌ فرقی‌ نمیکند ،انتخاب خوب طی‌ مسیر را راحت تر و بی‌ دغدغه تر میسازد.