دلیل و برهان یا داستان
زمانه بجایی رسیده است که برای گفتمانمان و صحبتهایمان دلیلی داشته باشیم تا به به داستان گوئیِ حرفهای بی پایه،، اگر فقط باید تبدل به یک موضوعاتی کنیم که یا شانس یا اقبال است آن حرفی جداگانه است و اگر میخواهیم به کار و فکری ملموس برسیم باید از داستان و خرافه کناره گیری نماییم، مذاهب و ادیان بیشتر به داستان و خرافه متوسل میشوند تا به موضوعات علمی و استنادهای فکری، اگر هم قرار است که هم خرافات پرستی کنند و هم به علم روی آورند ،، باید بگویم که همیشه باربران سرمایداران و کاپیتالیست خواهند بود و نمودی در بهبود وضع طبقه خرافه پرست بوجود نخواهد آمد،فقط دلشان را بهوای از بالا چیزی خواهد افتاد زندگی را در جهنم نفس کشیدن تجربه خواهند کرد
