می گویند مرگ حق است،ولی من میگویم که که اجبار است.از روزی که به دنیا میایم خودمان را برای آن آماده میکنیم،
طول عمر یعنی ماله کشی بر گذر زمان
هستی را به مستی و مستی را به هستی پیوند دهیم،و زندگی طبیعت خاموش را باورانه پذیرا باشیم،
بعضی وقتها لازم است که آدم با کوه و صحرا و دریا و رودخانهها و ستارهها و مورچهها و پشههای ریز درد دل کند،مطمئن هستم که صدایش بجایی نمیرسد و هیچ گوش شنوایی نیست،ولی
دل خود آدم حتما آرام میگیرد،این کار یعنی مقاومت و پایداری در مقابل بی وفایی ها،
تلاش کردم که گرد و خاکی که از ندانم کاریهای دیگران به خصوص فرزندانم بلند میشد را در مغز خودم بنشانم تا با نشست این غبار در مغزم آنها به زیبای بیشتری جلوه کنند
